نامه صدام

برشما مخفي نيست كه اصول و مباني حزبمان از روح اسلام سرچشمع مي گيرد و شعارهايي كه مطرح مي كنيم، همان شعارهاي دين حنيف است، اما با زبان روز، و آنچه ما قصد داريم حد اقل اكنون آن را در عرصه واقعيت به انجام برسانيم همان احكام شريعت والا مي باشد، اما با شيوه‌هاي نوين و پيشرفته و سازگار با زندگي پيشرو امروز، و ما علماي اسلام را دوست داريم و از آنها پشتيباني مي كنيم. البته تا زماني كه در امور سياسي و دولتي كه به آنها مربوط نمي شود، دخالت نكنند، و ما نمي دانيم چرا شما بعد از اين گرايش به حزبمان را بر مردم حرام ساختيد؟ و چرا از مردم دعوت كرديد بر ضد ما قيام كنند و چرا از دشمنان مان در ايران حمايت كرديد؟. و ما در اين زمينه به شما هشدار داديم و شما را نصيحت كرديم و حجت را بر شما تمام كرديم؛ اما شما ممانعت كرديد و اصرار ورزيديد و راه مخالفت بر گزيديد.

و اين امر موجب شد، رهبري انقلاب احساس كند شما دشمن سر سخت آن هستيد و شما مي دانيد موضع گيري اين انقلاب در برابر دشمنان و حكم مخالفين در قانون اين انقلاب چيست؟ من پيشنهاد دادم در حق شما لطفي شود و اموري بر شما عرضه شود و در صورتي كه بانظر مان موافقت كنيد از نظر قانون در امان خواهيد بود و طبق آنچه كه دوست داريد از جايگاه و جاه و مقام و منزلت والاي نزد دولت و مسئولين آن برخور دار خواهيد بود و ما همه خواسته هايتان را بر آورده مي‌سازيم و اما اگر ممانعت ورزيد به سرعت و در هر شرايطي در مورد شما حكمي اجرا مي‌شود كه خود مي دانيد آن حكم چيست!

ما سه چيز بر گزيديم كه اجراي آن براي شما فقط نيازمند نوشتن چند سطر با دست خط خود جهت انتشار آن در نشريه‌هاي رسمي و يك گفتگوي تلوزيوني جهت پاسخ به پيشنهادات است، تا پس از آن با احترام و عزت از همان راهي كه آمديد باز گرديد و پس از آن از ما تعظيمي ببينيد كه هرگز آن را نديدده بوديد و به ذهنتان خطور نكرده است.

اولين پيشنهاد اين است كه حزب حاكم و انقلاب با بركتش را تأييد كنيد.

دوم اينكه عقب نشيني خود را از دخالت در امور سياسي اعلام كنيد و بگوييد اسلام هيچ ربطي به امور حكومتي ندارد.

سوم اينكه از تأييد حكومت بر پا شده در ايران عقب نشيني كنيد و موضع‌گيري عراق در برابر اين حكومت راتأييد كنيد.

اجراي اين امور همانگونه كه مي بينيد بسيار آسان است؛ اما از سوي ما تأثير و سود بسزايي براي شما دارد، پس اين فرصت كه رحمت انقلاب پيش روي شما نهاده است را از دست ندهيد.

پاسخ آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر

من مي‌پنداشتم شما درك و بينش داريد واتمام حجت بر شما موجب مي‌شود رفتار تان را اصلاح كنيد و دليل آوردن براي شما موجب مي‌شود از كارهاي نادرست‌تان بكاهيد. به همين جهت من شما را به طور كامل موعظه كردم و صلاح شما را بيان كردم، و صادقانه مطالبي را به شما گفتم كه موجب رستگاري شماست و وعد و وعيد الهي را به صورت كامل برايتان متذكر شدم و شما را از غضب الهي بر حذر داشتم تا اگر به روز قيامت ايمان داريد اين گفتار در شما اثر گذارد.

از علوم و معارفي كه داشتم مسائلي را ارائه دادم تا اگر تشنه‌ي حقيقت هستيد از انحراف تان بكاهيد و اگر قبول كنيد بيمار و گمراه هستيد، خود را درمان كنيد و اگر واقعا احساس كنيد مغلوب گمراهي واقع شده ايد به خود آييد و خويش را احيا كنيد.

اما پس از مدتي واقعيت امرتان و حقيقت پنهان تان برملا شده و معلوم شد شما از چهارپايان گمراه تريد و دلهايتان از سنگ سخت تر است و تمايل تان به ظلم و تجاوز از درندگان بيشتر است و موعظه بر گمراهي تان مي‌افزايد و هشدار، شما را سركش تر مي‌كند؛ چرا كه شما مانند يهوديان و پيروان شيطان و دشمنان خدا هستيد و به جنگ با خدا بر خواسته ايد و با شدت بر حريم الهي حمله كرده ايد و بر اولياي الهي كمين گذاشتيد و از هرگونه بدي در حق آنها دريغ نكرديد و طبق آيين نياكان تان با شبهه و گمان به دستگيري و كشتن آنها پرداختيد، شما پيرو همان نياكان هستيد و هيچ موعظه‌اي شما را از جنيات‌هاي بزرگ با نمي دارد شما از هواي نفس تبعيت كرده ايد و اين امر شما را به سوي هلاكت سوق داده است و از شهوات پيروي كرده ايد و اين امر شما را به بد ترين راه‌ها كشانده است. در اين ميان به مكر و نيرنگ و خيانت متوسل شده ايد و در هر جايي كشته‌اي بر جاي گذاشته ايد و در هر خانه‌اي داغي بر دل نهاده ايد و اموال خداوند را به باطل خورده ايد و سر مستانه و دشمنانه خون بي گناهان را سر مي‌كشيد. به خدا قسم شما مانند چوب كج و خشكي هستيد كه اصلاح كجي آن ممكن نيست و مانند سنگي سخت هستيد كه قابل تفهيم نيست.

من ديگر از شما منحرفا، اوباش، اشرار، بندگان طاغوت، نوادگان فرعون و پيروان مستكبرين مأيوس گشته ام، آيا گمان مي‌كنيد مرا از مرگ مي‌ترسانيد.؟ در حالي كه مرگ فقط يك سنت الهي در ميان بندگانش است. مرگ چيزي است كه به سراغ شما هم مي‌آيد، كشته شدن به دست ستمگران نيست مگر كرامتي الهي براي بندگان خالص، پس دست به دست هم دهيد مكر ونيرنگ و سعي و تلاش تان را به كار گيريد؛ چرا كه آينده شما به سوي تباهي است و وعده شما عذاب سخت و دشوار است. شما نمي‌توانيد خط فكري ما را تضعيف كنيد ونورمان را خاموش كنيد عجيب ترين رفتار تان اين است كه از راه نصيحت نزد من آمده ايد و مي‌خواهيد مرا از اين راه فريب دهيد. گزيده سخن مي‌گوييد و به تزوير بيان مي‌پردازيد و به من وعده مي‌دهيد اگر شما را راضي كنم خير دنيا را به من مي‌دهيد و اگر هواي نفس شما را برا آورده سازم ثواب پستتان نصيبم مي‌شود.

از من مي‌خواهيد كه حق را به باطل بفروشم و طاعت خدا را با طاعت شما عوض كنم، خدا را به خشم آورم تا شما راضي شويد، تا حيات ابدي و جاودانه راببازم و دنياي زائل را به دست آورم؛ اگر چنين انجام دهم گمراه خواهم شد و از هدايت شدگان نخواهم بود. واي بر شما و بر چيزي كه مي‌خواهيد. آيا گمان مي‌كنيد اسلام نزد من كالايي است قابل داد و ستد، تا جاهلانه در برابر آن قيمت هنگفتي قرار دهيد و به من وعده ظواهر فريبنده دنياي خاكي را بدهيد؟ آيا به من وعده زرق و برق دنيا را مي‌دهيد «فوالله لا اعطيكم بيدي اعطاءالذليل و لا اقر لكم اقرار العبيد» (به خدا قسم هرگز ذليلانه دست خود را در دست شما نمي‌گذارم و مانند بردگان شما را تأييد نخواهم كرد) اگر تنها ابزار شما براي ترساندن من كشتن است؟، زود آن راعملي كنيد و منتظر چيزي ديگري نباشيد تا ببينيد من مانند كوهي بزرگ سر بلند و استوار هستم.

به كسي كه شما را فرستاده است و به بزرگان خود بگوييد: اگر  «صدر» را هزار بار با شمشير بكشيد و او را سر تا پا آغشته به خون كنيد به مقصود تان نخواهيد رسيد و آنچه از من مي‌خواهيد نوعي محال است و هر گز بدان دست نخواهيد يافت.

و به خدا قسم پس از كشتنم طولي نخواهد كشيد كه همه شما ذليل و هراسان مي‌شويد، و وحشت بر شما چيره مي‌شود و احوالتان دگرگون مي‌شود. بر شما كسي مسلط مي‌شود كه تلخي ذلت و زبوني و مصيبت شكست و خسارت و درد و رنج و ناكامي را از راهي بر شما تحميل كند كه اصلا توقع آن را نداريد و بلايي بر سر تان بياورد كه هرگز احتمال آن را نمي‌داديد، هم چنان بر اين حال خواهيد ماند و جمعيتان از هم فرو خواهد پاشيد و سر گرداني بر شما چيره مي شود و در بيابان ها و دشت ها پراكنده مي‌شويد تا اينكه به تدريج افراد تان از بين مي‌روند و قدرت تان تضعيف مي‌شود. افرادي كه حكومت تان را از بين برده اند، بر شما چيره مي‌شوند و شما را متلاشي مي‌كنند، به طوري كه در سرزمين‌هاي مختلفي آواره مي‌شويد. خداوند سرزمين و اموال تان را به دست مستضعفين خواهد سپرد و شما همواره سر زبان‌ها نفرين خواهيد شد و به صفحه‌اي سياه در لا به لاي تاريخ مبدل خواهيد شد.

برگرفته شده از مجله آفاق (مدرسه عالي امام خميني«ره») شماره 22