پيامبر رحمت
گذار ايام اين انتظار را در ديدگان بسياري بوجود آورده بود كه شايد آينده گان با بصيرت و بينايي كه پيدا خواهد نمود، ديگر بهانهاي براي قرار گرفتن در اين وادي ذلت را نداشته و شايد بدون هيچ تكلفي شخصيت اين بزرگوار و حقانيت آئيني را كه به ارمغان آورده است پذيرا گشته و جهان روز بروز تبديل به مدينه فاضلهاي گردد كه آسايشي سراسري گسترهي گيتي را فرا گيرد؛ اما با گذشت بيش از 1400 سال هنوز بنظر ميرسد آن انتظار به سر نرسيده و بشر امروزي بيش از گذشته قدم به وادي ذلت و خواري فكري گذاشته است؛ چرا كه هنوز در جهان بسيارند كساني كه پذيرش حقانيت اسلام و شخصيت پيامبر اسلام براي آنان سنگين است و لذا است كه هر روز و ماهي دست به توهين و جسارت به آن مقام والاي الهي ميزنند،
در مقالهاي كه پيش رو است سعي شده است يكي از جنبههاي غير قابل تحمل براي آن دسته از كساني كه هنوز به شخصيت واقعي آن حضرت آشنايي ندراند، يعني «بعد رحمت و مهرباني پيامبر بزرگوار اسلام» با توجه به آيه 107 سوره مباركه انبيا مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
آيه (وما ارسلناك الا رحمة للعالمين2)
ترجمه: و ما تور جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم.
معناي رحمت
در مجمع البيان رحمت را به معناي نعمت گرفته است، اما در فرهنگهاي لغت معاني چون: مهرباني كردن، دلسوزي كردن و بخشودن، بخشايش و احسان و رقت قلب، مهر و شفقت و مرادف رأفت براي آن ذكر شده است.3
در سوره توبه آيه 128 نيز آمده است كه پيامبر نسبت به مؤمنين (رؤوف و رحيم) است. كه در اين آيه رحمت تقريبا مرادف رأفت آمده است.
تفاوت رؤوف ورحيم
در اينكه رؤوف و رحيم چه تفاوتي دارد در ميان مفسران گفتگو است ولي به نظر ميرسد بهترين تفسير آن است كه رؤوف اشاره به محبت و لطف مخصوص درمورد فرمانبرداران است در حاليكه رحيم اشاره به رحمت در مقابل گناه كاران ميباشد.4
نكته اي كه در اينجا قابل توجه است اين استكه بنا به فرمايش بعضي از مفسرين «اين دو كلمه هنگامي كه از هم جدا شوند ممكن است در يك معني استعمال شود؛ اما به هنگامي كه همراه يكديگر ذكر شوند احيانا دو معني متفاوت ميبخشد.»5
گستره رحمت
در كتب تفسيري و روايات وارده از بزرگان دين آمده است كه رحمت در اين آيه عموميت دارد و شامل انسان و فرشتگان و جنيان، مؤمن و كافر و فاسق و عادل ميشود.
در حقيقت تعبير به (العالمين) اين قدر دامنهاش وسيع است كه شامل همه بشر در طول دوران عمر آن ميشود و از اينرو است كه گفتهاند اين آيه اشاره به خاتميت پيامبر اسلام ميباشد براي اينكه وجود شريف آن بزرگوار امام و رهبر همه مردم است تا پايان اين دنيا، طوري كه اين رحمت شامل ملائكه نيز ميگردد:
در روايتي شريفي از پيامبر اسلام آمده است كه وقتي اين آيه مباركه نازل شد پيامبر اسلام از جبرئيل سئوال نمود: «آيا از اين رحمت چيزي به تو هم ميرسد؟» فرمود بلي، من نگران آينده و سرنوشت خود بودم كه پايان كار من چه خواهد شد آنگاه به تو ايمان آوردم و خداوند مرا وصف نمود به « كه قرآن گفتار رسول بزرگوار«جبرئيل» است، نيرو مندي كه در نزد صاحب عرش، گرامي و داراي مكانت و منزلت است.» 6
از مجموع آنچه در اين باب وارد شده است چنين بدست مي آيد كه (پيامبر (ص) براي همه عالم رحمت است زيرا چيزي را آورده است كه اگر پيروي شود همه را سعادتمند خواهد نمود، و اگر كسي از آن پيروي ننمايد خودش مقصر است براي اينكه بهره خود را از اين سعادت ضايع نموده است.7
از اين آيه مباركه چنين استفاده ميشود كه رحمتي كه توسط پيامبر اسلام به جهانيان ارزاني شده است در تمام اعصار و قرون بعد از آن حضرت نيز جريان دارد، اين بدان جهت است كه اسلام براي تمام ادوار برنامه داشته و هيچ عصري نخواهد آمد كه از اين رحمت و از اين دين حنيف، اعم از برنامههاي عبادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، و....، بي نياز باشد؛ براي اينكه اين دين آنقدر پويا و جامع عرضه شده است كه در هر زمان پاسخگوي نيازهاي روز مره جامعه همان روز خواهد بود البته اين به اين معني نيست كه ما تصور كنيم كه همه چيز حتي ريز ترين مسايل زندگي و علمي و صنعتي و....، را از قرآن بدست آوريم بلكه اين وظيفه انديشمندان ديني است كه با توجه به معيارهاي كلي كه در اين كتاب آسماني بيان شده و با توجه به تفسيري كه شخص نبي اكرم و اوصياء او (عليهم السلام) از قرآن و دين داشته اند، به تبيين و تشريح زوايا و ابعاد مختلف دين بپردازند.
در مورد جامعيت قرآن دو ديدگاه متفاوت در ميان دانشمندان مسلمان وجود دارد، عده قايل هستند كه برا ساس بيان خود قرآن (هيچ تر و خشكي در عالم و جود ندارد مگر اينكه در قرآن بيان شده است.8) اين عده معتقدند كه حتي اختراعات علمي و بسياري از چيزهاي كه دانش بشري امروز به او رسيده است را ميتوان از قرآن استخراج نمود، خاطره چند سال پيش را از ياد نبردم كه در هنگام حادثه يازده سپتامبر اطلاعيهاي در در و ديوار فيظيه از طرف يكي از روحانيون پخش شد كه در آن آمده بود: حادثه 11 سپتامبر در قرآن نيز پيش بيني شده است و آيه 109 سوره توبه را شاهد گفتههاي خود قرار داده بود، در اين اطلاعيه نام خيابان و شماره طبقهاي كه هوا پيما به آن اصابت نموده و...، همه از قرآن استخراج شده بود، اين ديدگاه يك برداشت سطحي از قرآن است كه به عمق آن توجه نميشود و همه چيز را بصورت حدس و گمان به قرآن نسبت ميدهند، اما ديدگاه دوم كه ديدگاه بسياري از انديشمندان مسلمان است اين است كه قرآن كتاب هدايت است و فقط امور كلي در آن بيان شده است و اگر كسي در مسير هدايت آن قرار بگيرد ميتواند از راهنماييهاي كه ميكند و با تفسيري كه شخص پيامبر اسلام و جانشينان واقعي آن حضرت از آن ارائه نموده است، مسير زندگي خود را طوري رقم بزند كه هم زندگي روزه مره خود را بر اساس آن تنظيم كند و هم مسايل سياسي و اجتماعي و فرهنگي خويش را برآن اساس پايه ريزي نمايد، اما چنين نيست كه تمام مسايل را بتوان فقط از قرآن استخراج نمود و اصولا معناي (و لا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين) اين نيست كه برخي از ساده انديشان تصور نموده اند. اين چنين برادشت هاي بيش از اينكه به عضمت قرآن بيافزايد موجب وهن آن خواهد شد، جامعيت و كامل بودن دين اسلام و قرآن بدين معني است كه معيار هاي كلي در زمينه هاي مختلف زندگي بشر بشكل جامع مد نظر قرار گرفته شده است؛ اما استخراج و استفاده از آن نيازمند تفكر و انديشه درست و ژرفي است كه نياز مند تلاش و كوشش متفكران و انديشمندان ديني در تمام اعصار ميباشد، و اين همان چيزي است كه مي توان از آن به رحمت واسعه الهي براي تمام بشريت در تمام قرون تعبير نمود و بعبارت ديگر « در نياي امروز كه فساد و تباهي و ظلم و بيداد گري از در و ديوار آن مي بارد، آتش جنگها در هر سو شعله وراست، و چنگال زورمندان بيدادگر حلقوم مستضعفان را ميفشارد، در دنياي كه جهل و فساد اخلاق، و خيانت وتبعيض و.. هزار گونه نابساماني آفريده است در چنين جهاني مفهوم (رحمه للعالمين) بودن پيامبر از هر زماني آشكار تر است، چه رحمتي از اين بالاتر كه برنامه اي آورده كه عمل به آن نقطه پاياني است برهمهاي اين ناكاميها و بد بختيها و سيه روزيها، آري او و دستوراتش، برنامه و اخلاقش همه رحمت است؛ رحمتي براي همگان، و تداوم ان رحمت سر انجامش حكومت صالحان با ايمان بر تمام معموره زمين خواهدبود.9
مسألهاي كه در اينجا تذكر آن لازم به نظر مي رسد اين است كه در سوره مباركه توبه در دوجا بيان شده است كه پيامبر فقط براي مؤمين رحمت است، در آيه 61اين سوره مي خوانيم كه ...و رحمة للذين آمنوا منكم...، و در آيه 128 آن مي خوانيم ..... حريص عليكم با لمؤمينين رؤوف رحيم. از ظاهر اين دو آيه چنين استفاده مي شود كه پيامبر اسلام تنها براي مومينين رحمت محسوب ميشود، اما با دقت در تفسير اين دو آيه و آيه مورد بحث (107 سوره انبياء) بنظر ميرسد كه مطلب همان است كه بيان شد، (رحمت يكي از امور مشكك است يعني مراتب و درجات دارد، يكي از آن مراتب، مرتبه قابليت و استعداد است و يك مرتبه مرتبه فعليت، اينكه پيامبر براي همه جهانيان رحمت است به اين معني است كه همگان اين قابليت را دارند كه از اين رحمت استفاده نموده و خود را در مسير آن قرار بدهد، و صرف وجود قابليت براي اين اتصاف كافي است، اما در مرحله فعليت فقط مؤمنين توانسته از اين رحمت استفاده نمايد، بنا براين در مرحله فعليت وجود پيامبر فقط براي مؤمنين رحمت است چون نمود رحمت فقط در آنان ديده ميشود، چنانكه اگر باراني ببارد و زمين هاي مستعد و آماده از اين باران استفاده نموده و سبز خرم شود مي گويم چه باران خوبي باريده است، اما شوره زار ها و سنگلاخها كه از اين نعمت استفاده نكرده است و خشك و غير قابل تحمل براي ساكنين خود باقي مانده است، با عث نمي شود كه بگوييم باران نيامده است و اين رحمت براي اين زمينها نازل نشده است، از ا ينرو آيه سوره مباركه انبيا اشاره به رحمت در مرحله قابليت دارد، و دو آيه مباركه در سوره توبه مربوط به رحمت در مرحله فعليت است، و هيچ تناقض و تضادي ميان آنها وجود ندارد.10) چنانكه در مورد جنبه هدايتي قرآن، در برخي از آيات قرآن آمده است كه (هدي للمتقين11) يعني اين كتاب فقط براي پرهيز گاران هدايت است، و اين به اين معني نيست كه قرآن براي ديگران كتاب هدايت نيست، بلكه مراد اين است كه ديگران از اين قابليت استفاده ننموده و فقط متقين است كه در اين مسير قرار گرفتهاند لذا مظاهر هدايت فقط در آنان تجلي نموده است پس در حقيقت و (درمرحله فعليت) قرآن فقط براي متقين كتاب هدايت محسوب ميشود.
آيا رحمت للعالمين بودن پيامبر، با كفر و فسق جمع كثيري در دنيا در تضادنيست؟
اين آيه مباركه بيانگر اين نكته است كه پيامبر(ص) رحمت براي همهي عالم است؛ اما اينكه عدهي از اين رحمت بي بهره مانده و نتوانسته از آن استفاده نمايد و در زير سايه آن قرار بگيرد، نميتواند خللي در گسترهي رحمت او ايجاد كند، در اين آيه خداوند ميفرمايد از آنجا كه (تو متكفل نشر ديني هستي كه همگان را از بدبختي نجات داده و به سراي هدايت رهنمون ميكني، براي عموم انسانها و حتي براي فرشتگان رحمت هستي، در حقيقت اين مسئله شبيه اين است كه بيمارستاني تأسيس شود كه در آن همه نوع خدمت رساني براي عموم مريضان و مراجعه كنندگان صورت ميگيرد و هيچ گونه تبعيض و پارتي بازي در آن انجام نميشود، ميتوان گفت كه اين بيمارستان براي همگان رحمت است، حال اگر عدهاي با لجاجت نخواهد از اين بيمارستان استفاده نمايد، نميشود گفت كه اين بيمارستان عموميت نداشته و براي همگان رحمت نيست12)
بعبارت ديگر ميتوان چنين گفت كه :«پيامبر در حقيقت ديني را آورده است كه اگر به آن عمل شود رحمت سراسر عالم را فراگرفته و همگان ميتوانند از درياي بيكران آن استفاده نمايد و ديگر اين همه ظلم و بيداد گري، فساد، و....در عالم نخواهدبود.13
پيامبر اسلام چگونه براي همه جهانيان رحمت است.؟
اينكه چگونه حضرت محمد (ص) براي همگان رحمت است وجوه مختلفي بيان شده است از جمله:
1- وقيل: ان الوجه في كونه رحمة للكافرين ان عقابهم أخر بسببه و أمنوا به عذاب الاستيصال.14
(دليلي اينكه پيامبر اسلام چگونه براي همه جهانيان حتي كفار ومشركين رحمت است اين است كه بسبب وجود با بركت ايشان عذاب وعقاب كفار به تأخير افتاده و از عذاب درد ناكي «نابودي و ريشه كني» در دنيا همانند اقوام گذشته در ايمن هستند.)
در آيات متعددي از قرآن بيان شده است كه اقوام بسياري در تاريخ بودند كه بخاطر سرپيچي از فرامين الهي و پيامبرانشان خداوند بر آنان غضب نموده و همگي آنان را نيست و نابود نموده است، سرنوشت قوم عاد و ثمود و قوم لوط و قوم نوح و... عذاب هاي كه بر بني اسرائيل وارد آمده بطور مفصل در آيات مختلف از قرآن بيان شده است كه بخاطر اختصار از پرداختن به آنها صرف نظر ميشود، از آنجا كه پيامبر اسلام براي عموم جامعه بشري بعنوان خاتم انبياء مبعوث شده است لذا برهمگان فرض است كه از او پيروي نمايد و در غير اينصورت كافر محسوب شده و خداوند متعال مي تواند عذاب همانند امم سابقه بر آنان نازل نمايد و ريشه آنان را از بيخ و بن بركند اما به خاطر وجود با بركت پيامبر اسلام كه رحمت براي همگان است خداوند متعال اين تخفيف را در حق آنان قايل شده است كه از عذاب آنان صرف نظر نمايد،
2- قال ابن عباس:« رحمة للبر و الفاجر و المؤمن و الكافر، فهو رحمة للمؤمن في الدنيا و الآخرة، و رحمة للكافر بأن عوفي مما اصاب الامم من الخسف و المسخ.»15
(از ابن عباس نقل شده است كه گفت: پبامبر اسلام براي خوب و بد و مؤمن و كافر رحمت است، براي مؤمنين در دنيا و آخرت رحمت است، اما براي كفار نيز در دنيا رحمت است به اينكه عذابي كه براي امتهاي گذشته بعلت سر پيچي از دستورات پيامبران شان همانند «باد و باران و طوفان هاي سهم گين و يا تبديل شدن به حيوانات و....) بر آنان نازل ميگشت از كفاري كه در دوران پيامبر اسلام و بعد از آن قرار دارند، برداشته شده است.)
3- و قيل: ان الوجه في انه نعمة علي الكافر انه عرضه للايمان و الثواب الدايم و هداه و ان لم يهتد، كمن قدم الطعام الي جايع فلم يأكل، فانه منعم عليه و ان لم يقبل.16
وجه اينكه پيامبر براي كفار هم رحمت و نعمت است اين است كه: پيامبر ايمان و (استفاده) از ثواب هميشگي و هم چنين هدايت و راستگاري را بر كفار عرضه نموده و خواسته است كه آنان در اين مسير قرار بگيرد هر چند آنها آن را نپذيرفت، شبيه اينكه كسي براي گرسنهاي طعام عرضه كند؛ اما او از پذيرش طعام سر باز زند در اين صورت ميشود گفت شخصي كه طعام را عرضه كرده است، نسبت به شخص گرسنه منعم است.
نكته: در اينكه انسان چگونه خدا پرست و يا بت پرست ميشود؟ و يا اينكه خدا پرستان چرا راههاي مختلفي را براي شيوه پرستش خداي خود انتخاب ميكند، يكي مسيحيت را رها نميكند و يكي يهوديت و يا......را؟ و اصولا اينكه انسان چگونه هدايت ميشود؟ و چرا همگان يك راه را براي اين منظور بر نميگزيند و...؟ در ميان انديشمندان ديدگاهها و نقطه نظرات مختلفي وجود دارد، مشهور ترين ديدگاههاي كلامي پيرامون اين مسايل، ديدگاه جبر و اختيار است كه بحثهاي بسيار طولاني پيرامون آن انجام گرفته است، از ديدگاه اسلام انسان آزاد و مختار آفريده شده است و راه هدايت و يا ضلالت را خود او بر ميگزيند از اينرو پيامبر اسلام برزگترين رحمت الهي براي جامعه بشري اعم از مؤمن و كافر است، چرا كه افسار هدايت آنها را بدست گرفته و برآنان است كه بدنبال ايشان اين صراط مستقيم را بپيمايد، اما قائلين به جبر ميگويند خداوند نسبت به كفار نعمتي ندارد و نعمت هاي خويش را اعم از دنيوي و اخروي مخصوص مؤمنان كه خود آن را هدايت و در مسير خويش قرار داده است عطا نموده است، از اينرو نميتوان گفت كه وجود پيامبر اسلام براي كفار هم رحمت و نعمت است،
(اما از آيه مباركه محل بحث چنين بر ميآيد كه پيامبر اسلام براي كفار نيز رحمت است زيرا حضرتش فرمود: رحمة للعالمين، يعني محمد(ص) براي همه جهانيان و بر هر كسي كه براي او مبعوث شده است «هرچند رسالتش را نپذيرفته باشد» نعمت است.)17
هدف رسالت، بارحمت للعالمين بودن پيامبر هماهنگ است
درك اين مطلب در صورتي بدرستي انجام ميگيرد كه انسان نسبت به اهداف رسالت پيامبران الهي و عملكردهاي كه داشته اند دقت كافي را نموده و جوانب امور را باتوجه به پيامدهاي كه رسالت شخص پيامبر اسلا داشته است مورد مطالعه و بررسي قرار بدهد كه در اين صورت بوضوح ميتواند در يابد كه چگونه محمد(ص) براي همگان رحمت است،
مهمترين هدف مستقيم رسالت، نوراني كردن جامعه بشري در سايه تجرد روح، تهذيب نفس، و رؤيت بسياري از حقايق غيبي و عيني جهان آفرينش است كه در پرتو عقيده، اخلاق و عمل صالح فراهم ميگردد، رسالت رسول گرامي اسلام در تأمين تمدن، آشنا كردن جوامع بشري به حقايق جهان هستي از لحاظ معرفت و به اصول ارزشي از لحاظ عبادت خدا و اخلاق فاضله و خدمت به خلق و استقرار نظام ارزشمندي بر پايهاي (تذكيه و خود سازي) و از بين بردن نظام منحطي كه بر پايهاي (استكبار و سر بلندي در سايه سر كوبي پا برهنگان) استوار بود تأثير مستقيم داشت.18(تفسير موضوعي قران جوادي آملي ج9 ص131)
سياق آيه
نكته قابل توجه اين است كه ميان آيه مباركه محل بحث و دو آيه قبل و يك آيه بعد از آن پيوند ناگسستني وجود دارد، در دو آيه قبل از اين آيه خداوند متعال پيامي براي عبادت كنندگان دارد كه زمين را بزودي از آن صالحان قرار خواهم داد، يعني زماني فرا خواهد رسيد كه ديگر از ظلم و بيداد گري خبري نخواهد بود و همگان در پرتو امنيت سرتاسري زندگي سر شار از اميد و آرزوهاي نيك خواهد داشت و آن وقت است كه نعمت و رحمت فراگير، گستره پهناور اين كره خاكي را فرا خواهد گرفت، و بر اساس بيان اكثر مفسران، آن حكومت، حكومت جهان شمول حضرت مهدي (عج) خواهد بود، و از آنجا كه بر پايي چنين حكومتي زمنيه سازي ميخواهد، پيامبر بزرگوار اسلام با نشر آئيني جامع و كامل زمينه هدايت و رشد بشر را فراهم نموده وباقيام فرزندش آن را بحد كمال خواهد رساند.
در يك آيهي بعد مسئله توحيد مطرح ميشود كه آنهم از اين حيث اهميت دارد كه در ميان اصول عقايد اصل توحيد، سرمنشأ همهي اصول ديگر بوده و در پرتو توحيد است كه ديگر صفات حضرت حق تجلي مييابد.
برداشتي كه از اين پيوندهاي مستحكم ميتوان داشت اين است كه رحمت و نعمت جهان شمول داراي سه مرحله كه هر مرحله بدون مرحله ديگر قابل تصور نيست، ميباشد. و آن اينكه رحمت از خداوند آغاز و با مسأله توحيد پا ميگيرد و با ارسال رسل خصوصا پيامبر خاتم شمهاي از آن كانون سرد جهان مادي را عطر آگين مينمايد و با قيام صالحين و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) و يارانش اين نعمت به حد كمال خود ميرسد، حال اگر كسي در دوران زندگي خويش از آغاز تا پايان، خود را در اين نعمت بيكران يافت و در روند زندگي و در مسير كه صاحب رحمت ميخواهد بهره جست فبها و نعم، و اما اگر در كنار اين چشمه زلال از نوشيدن قطرهاي محروم ماند بايد گفت كه خود را همسنگ حيوانات ونباتات قراداده و همچنان در بند شهوات حيواني باقي خواهد ماند.
پايان
محمد اكبري پسابندي 25/9/1385
پاورقي
1- كشف الاسرار وعدة الابرار- ابوالفضل ميبدي.
2- سوره انبياء آيه 107.
3- فرهنگ فارسي عميد، واژه رحمت.
4- تفسير نمونه ج 8 ص 208 مكارم شيرازي.
5- همان.
6- مجمع البيان ج7ص107، فضل ابن حسن طبرسي.
7- جوامع الجامع ج3ص32 فضل ابن حسن طبرسي.
8- سوره انعام آيه 59.
9- تفسير نمونه ج13ص527 ، مكارم شيرازي.
10- همان ج8ص17 (نقل به مضمون)
11- بقره آِه 2.
12- المثل في تفسير كتاب الله المنزل ج10ص264.
13- همان.
14- جوامع الجامع ج3ص32.
15- مجمع البيان ج7ص107.
16- همان.
17- همان.
18- تفسير موضوعي ج9 ص131 جوادي آملي.