بسمه تعالي

برادر محترم جناب آقايي (محمد رضا پدرام)  مطالب وگفته‌هاي شما را در سايت «كابل پرس» در تاريخ 13/8/ 1385 مطالعه نمودم، نكاتي به ذهنم رسيد كه لازم مي‌دانم با توجه به دغدغه‌هاي تان نسبت به تحقيق و جستجو در مسايل ديني و بررسي صحت و سقم آن نسبت به اديان ديگر، براي تان بيان نمايم، البته بهتر است كه قبل از بيان عرايضم خود را به شما معرفي نمايم تا اگر باهم رفيق شديم بتوانيم حرفهاي بيشتري را با هم تبادل نموده و از نظرات يكديگر استفاده نماييم و از جناب عالي هم تقاضا مندم كه بعد از رسيدن گفته‌هايم خود را معرفي و ميزان تحصيلات و رشته تحصيلي خود را بيان نماييد تا در هنگام ارسال جوابيه‌ها، رعايت حال شده باشد و از حرف هاي اظافي و احيانا تكراري جلوگيري بعمل آيد.

اين جانب 18 سال است كه در رشته علوم ديني مشغول به تحصيل هستم و در زمينه مسايل ديني يكسري مطالعات هر چند پراكنده داشته و تعداد مقاله در زمينه مسايل ديني به رشته تحرير درآوردم  و امروزه به اين باور رسيده ام كه دين اسلام حق است، «اين خلاصه حرف است.»

برادر محترم؛ جناب عالي در اين نوشته خود به چند مسأله‌ي كليدي اشاره نموده و از وضع نامناسب حاكم بر انديشه موجود در يك كشوري كه قريب به اتفاق آنان را مسلمانان با مذاهب و انديشه هاي مختلفي تشكيل مي‌دهد مقداري شكايت نموده ايد، سپس رو به عالمان دين نموده و خواستار پاسخ نياز هاي روحي و ديني خود شده ايد.

برادر گرامي و بسيار عزيز كه متن زيبا و بيان رسايي تان بنده را شيفته خود نموده است. و از اينكه دغدغه ديني خود را بسيار بي پرده بيان داشته ايد جاي بسيار تشكر و قدر داني است، من نمي‌خواهم شما را با اين كلمات محبت آميز جلب گفته‌هاي خود نمايم؛ اما به جرآت مي‌توانم ادعا كنم كه با مبادله انديشه‌ها مي‌توانيم به جاي برسيم كه آينده روشني از مسايل ديني براي ما رقم خورده و از بسياري از نگراني‌هاي اين چنيني خودرا آرام نماييم.

دوست عزيز اين دغدغه‌اي كه شما داريد دغدغه هر انسان روشن ضميري است كه مي‌خواهد دنيا را با چشم واقع بين ببيند، «كسيكه با خدا لجاجت ندارد و فقط به دنبال كشف حقيقت است» شما بهترين چيز را داريد و آن باور تان به وجود خداي واحد متعال و لايزال است و اين اعتقاد راسخ، شما را حتما به واقعيت مي‌رساند.

دوست عزيز، آنچه كه امروز در جامعه ما حاكم است چيزي نيست كه اور ا بنام اسلام ختم نماييم يعني عملكرد مسلمانان نمي‌تواند درستي و يا نادرستي آيين اسلام را تعيين نمايد همچنين عملكرد برخي از عالمان دين كه ممكن است در اثر عدم مطالعه‌ي درست، چيز هاي را بنام دين در جامعه‌اي كه از نظر آگاهي هاي ديني پايين بوده و هنوز بسياري از آنان سواد خواندن و نوشتن ندارند عرضه نمايد و به گفته شما «هم وغم او سير نمودن شكمش است» نمي تواند معيار حق ويا ناحق بودن اين مكتب باشد. و متأسفانه عده‌اي از عمّال اجانب با بيان اوضاع و احوال ضعيف جوامع اسلامي در شرايط امروزي، آن را دليل بر ناكار آمدي اسلام دانسته و از آن براي اهداف شوم خويش بهره برداري مي‌كنند، و انسان روشن ضميري چون شما حتما به اين نكات توجه دارد، حال ممكن است بپرسيد پس چه چيزي براي ‌ما  تعيين مي‌كند كه اين دين حق است يا باطل؟ در جواب بايد گفت همان چيزي كه خود دغدغه آن را داريد پاسخ شما است يعني تنها تحقيق و بررسي‌هاي علمي در حوزه دين است كه انسان را به واقعيت مي‌رساند البته اين نكته نيز حايز اهميت است كه روش و ابزار تحقيق نيز بايد درست انتخاب گردد و الا بسياري از تحقيقات بخاطر اينكه از روش درست انجام نگرفته است به بيراهه رفته و آينده بدي را براي محققش ترسيم نموده است، بهر حال بسيار شنيده ايم كه آنچه عيب است در مسلماني ما است و الا اسلام در ذات خود ندارد عيبي، بنا براين از جناب عالي در ابتدا تقاضا مي‌شود كه وضعيت فعلي حاكم بر جامعه را بنام اسلام و علماي وارسته اسلامي نپندرايد، بلكه هستند بسياري از انديشمندان اسلامي كه درصدد رفع شبهات مختلف از جمله شبهه‌هاي ذهني شما دوست گرامي كه در جاي خود قابل تقدير است، مي‌باشند.

مطلبي ديگري كه برايم بسيار ناراحت كننده بود اشاره تان به آن دو جواني بود كه فرموده بوديد بخاطر«سئوال كردن و استمرار در پرسش هاي دروني شان، ماهها تحت تحقيق و پيگرد قانوني بوده و البته فراري از خانه و كاشانه، و بارها تهديد به كشته شدن وانهدام خانواده گرديدند»

 متأسفانه بسياري از عالمان بي علم كه بسياري از مناصب ديني را بدست گرفته است بخاطر اينكه بتوانند چند روزي بر سرعوام جامعه گفته‌هاي خود را به كرسي بنشاند و كسي در مقابل آنان توان مقابله را نداشته باشد هميشه در جوامع ديني بوده وبسياري از بلاهاي كه انسان از ذكر نامش شرم دارد بر سر آنان آورده و چه بسا كه تحريف‌هاي در مسايل ديني نيز داشته اند كه بنده با نمونه‌هاي زيادي از آنان برخورد داشته‌ام.

برادر گرامي؛ در مورد اينكه تحقيق در صحت و سقم ديگر آئين‌ها از نظر اسلام چيست؟ حرفهاي بسياري ميان انديشمندان اسلامي رد وبدل شده است، من براي اينكه پاسخ شما را فعلا بصورت نقد ارائه كنم و به آينده محول تان ننمايم «و در آينده انشاءالله بصورت مفصل در خدمت شما خواهم بود» بعرض مي‌رسانم كه اصولا معيار اسلام حقيقي نسبت به پذيرش و يا عدم پذيرش آن، تحقيق و جستجو در مسايل اصول و فروع دين است و اسلام دين‌هاي تقليدي محض و كور كورانه را نمي‌پذيرد خصوصا در اصول دين همانند توحيد، نبوت، معاد، پذيرش اصل دين براي كسيكه در دين ديگري قرار داشته است و... كه حتي تقليد از علما هم جايز نيست بلكه بايد از روي تحقيق وبررسي به واقعيت رسيده باشد؛ براي مثال وقتي كه حضرت موسي بسوي فرعون مي‌آيد و او را به دين حق دعوت مي كند فرعون از موسي مي خواهد كه اگر نشانه‌اي براي ما داري بياور تا براي ما ثابت شود كه تو بر حق هستي (قال ان كنت جئت بأية فأت بها ان كنت من الصادقين)«سوره اعراف آيه 106»

فرعون گفت: (اگر نشانه‌اي از طرف خدا آورده‌اي، عرضه كن، اگر از جمله راستگويان هستي) خداوند متعال اين در خواست فرعون را نه تنها توبيخ ننموده كه آن را نشانه درايت و درك او مي‌داند، هرچند فرعون لجاجت نموده و به آن بزرگوار ايمان نياورد و ذلت ابدي را براي خود رقم زد. بهر حال تفحص و جستجو از حقانيت آئيني كه سرنوشت ابدي انسان در پرتو آن رقم مي‌خورد نه تنها امر قبيح نمي‌تواند باشد كه از اوجب واجبات است.

 اما از آنجا كه از عموم جامعه نمي‌توان انتظار داشت كه كار و زندگي شان را رها نموده و همگي بدنبال تحقيق و تفحص از مسايل ديني باشد، اين مسأله براي كساني كه اين دغدغه را دارد  و دانش و درك لازم را براي تشخيص حق از باطل دارد امرضروري شمرده مي‌شود، و اگر كسي از روي تحقيق و جستجوي واقعي وبدون قصد ايجاد اختلاف و دو دلي در افكار ديني جوامع ديني به اين نتيجه رسيد كه دين اسلام حق نيست، به فرموده بعضي از مجتهدين و انديشمندان اسلامي نميتوان حكم مرتد را بر او جاري نمود.«بنا براين اينكه مرقوم نموده ايد كه چرا حق ندارم درمورد اديان ديگر مطالعه و تحقيق كنم» بايد عرض كنم كه اين حق مسلم شما بلكه هر انسان پاك دلي مي‌باشد و هيچ كس حق ندارد اين حق را از شما سلب نمايد؛ اما شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر جامعه ما چيزي نيست كه از آن گله مند بود براي اينكه بسياري از دستوراتي كه جزء مسلمات حقوقي جهان بشريت است زير پا گذاشته مي‌شود تا چه رسد به دستورات دين اسلام،

اما اينكه خواستار دليل عقلي بر اي رفع اين دغدغه‌هاي دروني خود شده بوديد، بايد عرض كنم دليل عقلي بر اثبات اصل دين اسلام و حقانيت او، و همچنين براي اثبات اينكه آيا اصلا براي بشر پيروي از دين خاصي لازم است يانه، و بسياري ديگر از اين اگرها، نياز مند يكسري برهانهاي عقلي و منطقي است و تازماني كه برايم مشخص نشود كه جناب عالي در چه سطحي از معلومات عقلي و منطقي هستيد از مطرح نمودن آن خود داري مي نمايم چرا كه بسياري از دلايل عقلي بر اثبات نبوت، امامت و خلافت و لزوم دين جامع كه خاتم همه اديان باشد نيازمند يكسري مقدمات ودانستني‌هاي است كه بدون داشتن آن انسان از درك اصل مطلب عاجز مي‌ماند و خداي ناكرده بخاطر اينكه نمي تواند دليل را بفهمد نسبت به حقانيت و صحت آن دليل نيز به شك مي‌افتد.

اما اينكه عنوان نموده بوديد كه مرز اعتقادات من چيست.؟ در جواب بايد عرض كنم كه برادر گرامي؛ مرز اعتقادي هر مسلمان عبارت است از اموري كه در قرآن كريم آمده و توسط انديشمندان اسلامي تفسير و توضيح داده شده است. و احاديث وارده از بزرگان دين كه پس از عرضه به قرآن كريم؛ اگر مخالف آن نبود نيز مي‌تواند مرز هاي اعتقادي يك مسلمان را مشخص نمايد؛ اما اگر خود بخواهيد در اين زمينه به تحقيق و جستجو بپردازيد، در مكاتبه‌ي بعدي يكسري كتابهاي را به شما معرفي نموده حتي الامكان از طريق پايگاههاي اينترنتي براي شما ارسال مي‌شود.

مطلبي ديگري كه دراين زمينه مي‌خواهم به عرض برسانم اين است كه در تحقيق خود نسبت به ديگر مكاتب چند نكته را توجه نماييد:

1)  قبل از اينكه وارد تحقيق در مورد ديگر اديان شويد، ابتدا به عنوان يك مسلمان حد اقل ده جلد كتاب معتبر در زمينه مسايل اعتقادي اسلام را مطالعه نماييد كه بدون زحمت حقيقت براي شما روشن نخواهد شد.

2)  از روش و ابزار تحقيق مناسب استفاده نماييد كه در اين زمنيه پيشنهاد مي‌شود ضمن استفاده از گفته‌هاي عالمان واقعي كه در دست رس شما است، مطالعه مقارن انجام دهيد يعني بعد از مطالعه چند كتاب اعتقادي اسلام، در حين مطالعه‌ي كتب اديان ديگر، پاسخ‌ها و مسايل مشابه آن را در متون ديني خود تان نيز مراجعه نمايد.

3)  سعي كنيد قضاوت‌هاي خود را در پايان تحقيق كه حد اقل در دوسال ممكن است پايان يابد، داشته باشيد و از قضاوت‌هاي عجولانه پرهيز نماييد، بياد داشته باشيد كه بسياري از بدبختيهاي كه جوامع ديني ما داشته است عمده اش بخاطر همين قضاوت‌هاي عجولانه و پيش داوري‌هاي ناسنجيده بوده است و از آنجا كه شما فرد منصف و در عين حال با دردي معلوم مي‌شويد انتظار مي‌رود در تحقيقات و تلاش هاي فكري و ديني خود سنجيده‌تر انديشيده و درست‌تر تصميم بگيريد.

در پايان باز هم تأكيد مي‌كنم: اگر ميزان تحصيلات و توانايي هاي علمي خود را، برايم ارسال نماييد مي‌توانم با شما راحت سخن بگويم و حرفها و درد دل‌هاي شما را بهتر درك نمايم، به اميد روزي كه هم ديگر را از نزديك ببينيم و مذاكرات علمي خود را بصورت شفاهي داشته و انديشه هاي خود را بيكديگر منتقل نماييم.

 

و السلام علي من اتبع الهدي.

محمد اكبري پسابندي، با همكاري برادر گرامي جناب آقاي ابراهيمي.