اسرا

دست نوشته هایی از محمد اکبری پسابندی

مبانی مدیریت اسلامی

ويژگي فرهنگ هاي مستقل

1- از انگيزه ويژه اي برخوردار باشد.

2- جهت و حركت مخصوص به خود داشته باشد.

3- آهنگ حركتش با آهنگ حركت ساير فرهنگها متفاوت باشد.

4- عناصر ويژه اي وارد كند و آن عناصر برجستگي خاصي داشته باشد.

شهيد مطهري (ره) در اصالت فرهنگي در آنجايي كه علوم اسلامي را از ساير علوم جدا مي‌‌‌كند  در مقدمه كتاب  آشنايي با علوم اسلامي، براي اسلامي بودن يك علم همين 4 مطلب( بعنوان شاخصه) مطرح مي‌‌كند.

بديهي است كه براي اثبات اصالت يك فرهنگ و يك تمدن ضرورتي ندارد كه آن فرهنگ از فرهنگ‌ها و تمدن هاي ديگر بهره نگرفته باشد، بلكه چنين چيزي ممكن نيست؛ هيچ فرهنگي در جهان نداريم كه از فرهنگ و تمدن هاي ديگر بهره نگرفته باشد، فرهنگ اسلامي نيز با اينكه فرهنگ مستقلي است و داراي ويژگي‌هاي يك فرهنگ با اصالت است از فرهنگ هاي ديگر بهره جسته است ولي سخن در كيفيت بهره گيري و استفاده است.

انواع بهره گيري از فرهنگهاي ديگر

 1- فرهنگ و تمدن ، بدون هيچ تصرفي عناصرفرهنگ هاي ديگر را در قلمرو خودش قرار دهد.

2- از فرهنگ و تمدن تغذي مي كند ، يعني مانند يك موجود زنده آنهارا در خود جذب و هضم مي كند و موجود تاازه بوجود مي آورد فرهنگ اسلامي از نوع دوم است مانند يك سلول زنده رشد كرد  و فرهنگ هاي ديگر را از يوناني، هندي ، ايراني و غيره در خود جذب كرده و بصورت موجود جديد با چهره و سيماي مخصوص به خود ظهور و بروز داد و به اعتراف محققان تاريخ فرهنگ و تمدن، تمدن اسلامي در رديف بزرگترين فرهنگ ها و تمدن هاي بشري است.

اگر ما حرف از مديريت اسلامي مي زنيم تكيه بر فرهنگ و تمدن مستقل اسلامي است از آنجا كه رشته مديريت يكي از تأثير گذار ترين رشته هاي علوم اجتماعي است از اين جهت دين اسلام كه داراي فرهنگ و تمدن اصيل و مستقل است، فلذا در رشته مديريت داراي مبنا است.

استقلال فرهنگ اسلامي

اسلام و بهره گيري از يافته هاي علمي: در صدر اسلام براي تربيت مسلمانان اتفاقات عجيبي افتاد و پيامبر و ائمه اطهار(ع) مسلمانان را طوري تربيت نمودند كه همواره جلوتر از ديگر ملل بوده است طوري كه  هر مقداركه جلو برود عقب گردي براي آن نباشد(خذوالعلم ممن عنده و لا تنظروا الي عمله)« بحار ج2»

فرهنگ و تربيت جامعه كه اين گونه است كه دانش را از هركس كه مي توانيد بگيريد و به عمل او نگاه نكنيد فرهنگ بسيار پويا است و از يافته هاي علوم استفاده مي كند و كاري به مسايل سياسي و... ندارد يعني هم به انديشه هاي بهاء مي دهد و احترام مي گذارد و خود همن استفاده مي كند.

و يا خذوالحكمة و لو من المشركين بحار ج2 ص197

از معصوم سئوال شد عالم ترين افراد كيست ؟ فرمود: من جمع علم الناس الي علمه (بحار ج2ص197 )

مديران موفق كساني است كه درمورد نظرخاص، قبلش رايزني فرهنگي مي كنند و نكات جالب را در موضوعي كه قرار است در جمع مطرح شود از نظرات ديگران استفاده مي نمايد.

آدم سعي كند در جلسات اولين كسي نباشد كه حرف بزند اين كه انسان علم ديگران را بايد در علم خود جمع كند.

نكته اي قابل توجه اين است كه در ديدگاه اسلامي بهره گيري از يافته هاي علمي هيچ محدوديتي ندارد.

اين روايات در ابتداء گسرش اسلام چنان بصيسرتي در ميان مسلمانان بوجودآورد كه فضاي بسيار زيبايي را براي فراگيري علوم فراهم ساخت و مسلمانان با چنين طرز تفكري در مدت كوتاهي توانستند پيشرفت هاي چشگيري در علوم بدست آورد، البته انتقال علوم به دنياي اسلام و فراگيري آن بصورت منفعلانه و پذيرش مطلق همراه نبود زيرا همان پيشواياني كه ترغيب به دانش افزايي از همه كس و از همه جا مي نمودند، امر به نقد عالمانه و خردمندانه اي آن دانشها را نيز مي كردند. و محور را در پذيزش و يا عدم پذيرش با معيار عقل و خرد و حق و باطل مي دانستند، قرآن كريم بندگاني كه گفته ها را مي شنوند و سپس بهترين سخن را تبعيت مي كمند مورد تشويق قرار داده است (فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه)

ضرورت تبيين ديني موضوعات وظيفه اصلي ما است مثلا مديريت بايد ديد گاه ها را گرفت و نقد ديني نمود.

در بسياري از موارد ممكن است نظريات رايج بدلايل با مذهب و عقايد اسلامي سازگار نباشد لذا پذيرش آنها ممكن نيست، پي بردن به اين موضوع كه نظريات علوم انساني با نظريات مطرح شده در منابع ديني در چه جاهاي توافق يا تخالف دارند نياز به مطالعه عميق و جدي دارد.

مديريت يكي ازبرجستگي هاي علوم انساني است و اسلام در اين زمينه مطالب بسياري دارد، آية الله جوادي آملي در يكي از بيانات خود مي فرمود: آن اندازه كه در زمينه مديريت در منابع اسلامي مطلب داريم در هيج موضوعي نداريم منتهي كار نشده است و موضوعات از ديدگاه مديريتي مورد بررسي قرار نگرفته است.

اسلام علاوه بر اينكه يك عقيده است يك روش هم است يعني شيوه هاي زندگي كردن را در فضاهاي مختلف نيز معرفي و بيان مي كند يعني بايد در تمام برنامه ها و موضوعات زندگي طوري تربيت شويم كه تمام رفتار مان اسلامي وديني باشد حتي در ساختمان سازي ، شهر سازي و..... بايد عمران هايما طوري صورت بگيرد كه حالت اسلامي داشته باشد.

دانش مديريت نيز از اين قاعده مستثني نيست و مي بايست با فراگيري آن نياز هاي جامعه اسلامي را برطرف ساخت اما فراگيري منفعلانه و بكار گيري مطلق آن توسط دين توصيه نمي شود در رويكرد ديني نبايد آنچنان منفعلانه برخورد نمود كه گويي آنچه از ديگران به عنوان معرفت تجربي بدست ميايد همه به مثابه وحي منزل و قطعي است، و نه آنكه بطور كلي بايستاي با بهاء دادن به فكر و انديشه بشر از طريق نقد و بررسي راه ميانه اي را برگزيد تا هم از نتايج سود مند ومفيد علم مديريت بهره گرفت و هم از خطاهاي نظريه پردازان اين رشته كه ريشه در ديدگاه مادي آنها به جهان هستي دارد و گاهي نيز متأثر از ارزشهاي غير ديني است برحذر مالند، اسلام ديدگاه محدودي مادي حاكم بر تئوري ها در اصول مديريت و رفتار سازماني رد مي كند و با طرح موضوع دوساحتي بودن انسان بر ديدگاه الهي و نقش عوامل معنوي نيز تأكيد دارد در عين حال مباحث زيادي نيز بطور مشترك از سوي دانش مديريت و معرفت ديني مطرح مي باشد كهدر صورت عمل به آنها با انگيزه هاي ديني مشمول اجر و پاداش الهي واقع مي شود.

در مباحث هرگاه وارد شديد اول بايد روي يكسري اصولي  باطرف به توافق برسيد و الا مباحث به نتيجه نخواهد رسيد.

كسي كه مي‌خواهد در مديريت و يا هر علم ديگري وارد بحث شود بايد با ادبيات مبدأ آن علم اشنا باشد و هكذا مقصد را هم بداند مثلا در مورد مديريت بايد محقق با مبحث اوليه و خواستگاه ان آشنا باشد ظمنا بايد مقصد يعني مباني اسلامي را هم اشنايي داشته باشد.

ممكن است بتوان از اين مسايل را استنباط كرد كه علم در آينده همان نتايج را اثبات كند پس بايد بعنوان يك پژوهش گر بيطرف با صرف نظر از اعتقادات قطعي ديني از نظريات اسلام در باره مسايل علوم انساني مطرح كرده است آگاه شويم مثلا مهم ترين جهت اين است كه مديريت متضمن توصيه به رفتار هاي خاص انساني است كه در قالب بايد و نبايده اي و ارزشها مطرح مي شود و اين بايد ها ونبايد ها نيز طبق تفكرات گوناگون مباني متفاوت پيدا ميكند گاهي مباني ارزشها سود و منافع اقتصادي است بنا براين بايد‌ها و نبايد‌ ها نيز بر همان اساس شكل مي گيرد. با توجه به اين مطلب سئوال مهم اين است كه آيا از ديدگاه اسلام همينكه مؤسسه‌اي به اهداف اقتصادي خود رسيد به هدف مطلوب خود رسيده است يا اينكه غير از اهداف اقتصادي اهداف بالا تري هم مورد نظر است اهدافي كه در صورت تعارض با اهداف اقتاصادي آنها تحت الشعاع قرار مي دهد، اين گونه نيسصت كه براي كسب منفعت و ايفاي مديريت هر روشي مطلوب باشد بلكه بايد روش هاي را براي مدريرت انتخاب كرد كه به كرامت انساني كارمندانن لطمه نزند يعني نه تنها مانع تكامل روحي و معنوي انان نشود كه در جهت كمك به آنها باشد .

ضرورت بررسي مديريت اسلامي : مديريت در ميان علوم انساني رابطه اي بسيار نزديكي با فرهنگ دارد بگونه اي كه با اندك تدأ ملي مي توان نقش فرهنگ را در جاي جاي ان مشاهده كرد به همين دليل فرهنگ هاي گوانگون براي هود مديريت ها متفاوتي را اقتضا مي كند مديريت ژاپني ، مديريت امريكايي ، مديريت كره اي و....... نمونه هاي از اين قبيل مي باشند كه متناسب با فرهنگ خود شكل گرفته است ازسوي ديگر برخي پيشواياين ديني ما در عصر خود مدتي زمام دار جامعه اسلامي بوده ومديريت كلان جامعه اي آن روز را به عهده داشته اند ان معصومان بطور حتم داراي اصول و شيوهاهاي خاصي در چگونگي اداره جامعه بوده اند كه مي تواند الگوي مديران مسلمان قرار بگيرند ، علاوه بر اين با مراجعه به منابع ديني مي توان به گذاره هاي دست يافت كه حاوي يكسري دستور العمل ها و توصيف هايمديريتي است اين دستور العمل ها بايد ها و نبايدهاي مديريتي هستند كه مديران مسلمان را فراگيري و پايبندي عملي به انها وظيفه اي ديني خويش را ادء مي كنند .

راههاي اثبات ضرورت مديريت اسلامي

1)          ضرورت از راه فرهنگ: با اين توضيح كه علم مديريت بدليل آميختگي با فرهنگ غربي كاملا پاسخ گويي نياز هاي مديريتي ممالك اسلامي نيست و با توجه به فرهنگ اين كشور ها ضرورت دارد تا با پژوهش بر روي شيوه هاي از مديريت كه سنخيت با اين فرهنگ دارد نياز هاي مورد را بر طرف ساخت و آن شيوه هاي متناسب با فرهنگ ديني چيزي جز مديريت اسلامي نيست.

2)          اينكه وظيفه مسلماني اقتضاء مي‌كند در برابر فرامين الهي مطيع بود با توجه به دستور العمل هاي مديريتي كه از سوي مديران معصوم جامعه اسلامي صادر شده است ضرورت دارد تا با عمل به آن دستور ها و الگو قرار دادن معصومان، مديريتي را بكار گيريم كه مورد رضايت و خشنودي پروردگار باشد و آن چيزي جزء مديريت اسلامي نيست.

مفهوم مدیریت اسلامی

در مفهوم مدیریت اسلامی یک نظر این است که اصلا مدیریت اسلامی بیمعنی است ، آیت الله مصباح در تبیین این مسئله می گوید این گروه عمده افرادی هستند که در دانشگاههای غربی تحصیل کرده و دید مغرضانه به اسلام دارند و می گویند شما این مفاهیم را ساخته اید برای اینکه می خواهید با این حرف ها مردم را گول زده و بر آنان حکومت نمایید (وبحث های مدیریت را عمده تحت عنوان مدیریت علمی و مدیریت فقهی می گردانند و می خواهند سطح مدیریت اسلامی را پائین بیاورند)

ایشان (ایت الله مصباح) می فرمایند برخی این تعبیررا صحیح نمی دانند و معتقدند که اسلام علومی از قبیل مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی و حتی اقتصادی  آها تصور می کند که تعابیر از این قبیل مصنوعی است و ساخته عالمان متعصب مذهبی می باشد ، از دید آنان علمی بنام مدیریت اسلامی وجود خارجی ندارد بعضی از این به اصطلاح متفکران صادقانه و شاید هم از روی غرض اعتقاد خود را بیان می کند اما گروه دیگر بدلیل ایجاب نکردن شرایط اسلامی – اجتماعی باید در پندار های خود بطور غیر صریح ، فرصت طلبانه و از روی غرض و مرض ، چنین سخنانی را ضمنی و در پرده مطرح می کنند زیرا طرح صریح بیانات از این قبیل در جامعه ای که اکثریت آنان به اسلام علاقه مندند خطر آفرین و نابجا است لذا ناچارا بهتوجیه روی میاورند که مدیریت اسلامی داریم اما مقصور از مدیریت اسلامی اداره جامعه بگونه ای است که عزت اسلام و مسلمانان محقق شود یعنی یک وسیله ای برای پیشرفت جامعه اسلام است بنا بریان مدیریتی که در دوران کوتاهی پیشرفت ، توسعه و ترقی کشوراهای ازقبیل هند و ژاپن را به ارمغان آورد و بند اسارت آنان را گسست از نوع مدیریت اسلامی است ، مقصود از مدیریت اسلامی هم همین است که بر مملکت اسلامی غیراز این محتوی و معنای ندارد ، این تفکر در پی رد این مدعا است که اسلام در عرصه مدیریت هم سخنی برای عرضه کردن داد.

نظر دوم این است که برخی گفته اند مفهوم مدیریت اسلامی یعنی ارائه نظریه خاصی و روش های عملی برای حل مشلات، آیت الله مصباح می گوید این مطلب هم همین است که ما همه مسایل را نمی توانیم از قرآن استفاده نماییم این طور نیست که ما از قرآن بتوانیم بازار خود را هم تنظیم نماییم ، پس گروهی از ساده نگران مذهبی مدیریت اسلای را ارائه نظریات خاص و روش های علمی ویژه ای اسلام برای حل مشکلات اجتماعی می داند طبق این نظر کسیکه مدیریت اسلامی را یاد می گیرد و کلید حل مشکل را بدست آورده و مطابق فرمول های خاصی قادر به حل مشکلات اجتماعی و سیاسی است مثلا با استفاده از آیات قرآن می داند که چگونه از تورم پولی در اقتصاد جلو گیری کند،  فساد اداری را کنترل و روابط بین المللی را تنظیم نماید این دسته منتظرند که در مورد هر مشکل و معضل اجتماعی نسخه ای ویژه و آماده از قرآن و حدیث در یافت نماید.

ایشان می گوید روشن است که صاحبان این نگرش سطحی نه اسلام را شناخته و نه معنای صحیح مدیریت اسلامی را درک کرده است.

نظر سوم در اين زمينه است كه مديريت اسلامي عبارت است از مديريت مديران مسلمان، آنها مي گويند همانگونه كه فلسفه اسلامي به معناي فلسفه فيلسوفان مسلمان است مديريت اسلامي هم به همين معني است به عبارت ديگر محتواي مديريت اسلامي بررسي توصيفي نحوه مديريت مديران مسلمان در طول تاريخ است مسايلي از اين قبيل كه سلاطين ، وزراء و دانشمنداني كه با حاكميت ارتباطي داشته اند چه خط مشي را دنبال نموده اند و منطقه تحت نفوذ خود را چگونه اداره كرده و مي كنند مضامين اصلي اسلامي را تشكيل مي دهد در چنين ديداهي شيوه مديريت و حكومت علي ع در صدر اسلام صدور فرمان و دستور العمل به عمال خود براي اداره بلاد تحت نفوذ بررسي كيفيت مديريت ائمه معصومين ع و شخص نبي اكرم ص الگوهاي مديريت اسلامي بي ترديد چنين برداشتي از مديريت اسلامي صحيح است و علاوه بر توصيف واقعيات ممكن است درسهاي عملي هم بتوان از آن استنتاج كرد اما صحيح ترين معناي مديريت اسلامي اين نيست.

ديد گاه چهارم در اين زمينه اين است  (استاد مصباح) اينكه صحيح ترين معناي مديريت اسلامي اين است كه ارزشهاي اسلامي بر مديريت تأثير دارد( يعني مديريتي كه متأثر از ارزش هاي اسلامي) مهمترين نقشي كه اسلام در نظريه ها و هم چنين در روشهاي عملي مديريت ايفاءمي كند از طريق تأثير ارزشهاي اسلامي بر مديريت است لذا از طريق مقايسه دو مدير كه يكي از آنها عميقا به ارزشهاي اسلامي پايبند است مي توان به محتواي مديريت اسلامي پي برد.

ما معتقديم كه اسلام داراي نظام ارزشي عميق ، گسترده و منسجمي است كه مديريت مديران مسلمان را تحت تأثير قرار مي دهد در روشهاي عملي آنها اثر مي گژذارد و به حركت آنها جهت مي دهد اين بزرگترين نقشي است كه اسلام در مديريت ايفاء مي كند و معناي صحيح مديريت اسلامي همين است نظير همين سخن را در اقتصاد اسلامي نيز مي توان گفت ، هيچ كسي مكانيزم هاي علمي حاكم بر بازار را انكار نمي كند اما سخن اين است كه مكتب اسلام مشتمل بر ارزشهاي خاصي است كه تمامي ابعاد اقتصادي مسلامان از قبيل كميت و كيفيتف توليد نوع كالا، هدف از توليد، قيمت گذاري، رقابت و فروش آنان را تحت تأثير قرار مي دهد اما معناي اين گفته وجود تفاوت اساسي در نظام علمي اقتصاد بين بازار مسلمان و غير مسلمان نيست ، شاخه هاي متفاوت مديريت اعم از بازار گاني ، صنعتي ، كشاورزي ، و حتي مديريت دولتي به نوعي بامسايل اقتصادي سرو كار دادر و تقريبا تمامي ارزشهاي حاكم بر اقتصاد بر مديريت نيز تأثير مي گذارد.

(درمورد اقتصاد بحثي است كه انرا در مديريت نيز مي توان قايل شد، و آن اينكه در اقتصاد بحثي تحت عنوان مكتب اقتصاد و بحثي ديگر علم اقتصاد مطرح است كه مكتب ها متفاوت است اما علم اقتصاد قابل تفاوت نيست)

طرح بحث ارزشهاي اسلام در مديريت به اين معني است كه كيفيت تأثير گذاري ارزشها را برآن بررسي كنيم يعني بجاي نظر دادن در مورد روش هاي كاربردي و عملي و طرح مشكلات فعلي و ارائه راه خل بحث بنيادين ريشه هاي مؤثر در اين تغييرات را طرح نماييم كه سر انجام با مراعات آنها در عمل گره بسياي از مشكلات اجتماعي نيز باز خواهد شد اين شيوه بحث در واقع جهت دادن به مديريت و تبيين چرايي هدف و معيار ها است.

تعريف مديريت اسلامي : شيوه بكار گيري منابع انساني و امكانات مادي برگرفته از آموزه هاي اسلامي براي نيل به اهدافي كه متأثر از نظام ارزشي اسلام است (اين تعريف در كتاب مديريت اسلامي دكتر الواني آمده است)

پيشينه بحث مديريت اسلامي

پيشينه بحث مديريت اسلامي در دوحوزه مطالعات شيعي و اهل سنت قابل بررسي است.

در حوزه مطالعات شيعي، به نقل از فصل نامه مصباح شماره 19 (دانشگاه امام حسين) ويژه نامه مديريت اسلامي، مباحث مديريت اسلامي نخست در ضمن مباحث كلامي مطرح مي شد ولي در دوران پيدايش مديريت و مطرح شدن مباحث جديد در موضوع اداره مجموعه ها، بشكل يك دانش مستقل در آمد، اولين اثر را مي توان در اواخر سال 1340 شمسي جستجو نمود كه استاد شهيد مطهري (ره) با تنظيم و تقديم دومقاله تحت عنوان مديريت و رهبري در سالام و رشد، پيشتاز طرح اين مباحث شد، در ميان دانشمندان عرب (محمد باقر شريف القرشي) نويسنده تواني نجفي كه از جمله كتاب هاي ايشان (نظام الحكم و الاداره في الاسلام) است ، اين كتاب حدود 35 سال پيش تأليف شده است ، ايشان كه از محققان برجسته نجف است حدود 25 %  از كتاب را به مباحث اداره اختصاس داده است.طي سالهاي اخير يعني سالهاي آخر دهه 40 تا اوايل دهه 70 حدود ربع قرن تقريبا 165 اثر شامل كتاب، مقاله، پايان نامه و جزوه آموزشي در اين زمينه ارائه شده است. اين مجموعه به تفكيك شامل 60 كتاب، 21 مقاله، 13 پايان نامه و 53 جزوه كمك درسي است، كه 4 عنوان پيش از انقلاب اسلامي و بقيه بعد از انقلاب نگاشته شده است. بعد از دهه 70 بيشتر مباحث مديريت اسلاي تخصص شده است اما بشيتر رويكرد تطبيق دارد، يعني طبق مباحث وظايف مديريت نگاه هاي اسلام را مطرح نموده است.

در بحث حوزه مطالعات اهل سنت، اولين و قديمي ترين پژوهش در اين زمينه مربوط است به علي ابن محمد بن مسعود خزايي متوفاي 789 قمري كه تحت عنوان (تخريج الدلالات السمعيه علي ما كان في عهد رسول الله للحرف و الصنايع و العمالات الشرعيه)

خزايي كه به قول دكتر محمد العماره نويسنده كتاب(الدولةالسلاميه و السلطةالدينيه) غواص ماهر اقيانوس سنت و معماري سازمان دولت شامخ ديني است اين هنر را نشان داد كه نظام اداري اسلامي را كه در كتاب هاي ختلف سيره پراكنده و از هم گسخته بود بشكل پيوسته عرضه كرد، پانصد سال بعد رفاعه طهطاوي متوفاي 1290 قمري اين كتاب را تلخيص كرد و جزئي از كتاب (نهايه الايجاز في سيرة ساكن الحجاز) قرار داد.

ابن ادريس كتاني عالم مغربي از كتاب خزايي به اعجاب آمده و برآن تعليقه زده و تحت عنوان (تراتيب الادارية) عرضه نموده است، اين اثار فقط نشانگر وجود مجموعه حرفه ها و صنايع و اعمال و نصب مسئولان و متخصصاني براي آنها توسط رسول خدا است و از اصول و كليات بحث  هاي مديريت خالي است، در حقيقت بيان گر وجود سازماندهي و تقسيم كار در حكومت، ومديريت رسول خدا است.

موانع تحقيق در باب مديريت در اسلام

1.   تبليغ فراوان مديريت رايج غربي (تمركز بر آموزش و ترجمه منابع آنان)

۲- عدم حاكميت اسلا مدر قرون اخير و در نتيجه بي توجهي به مباحث مديريت اسلامي دز سوي انديشمندان مسلمان.

3. دين زدايي پس از رنسانس(ارايه چهره اي نا كار آمد و ناسازگار از دين نسبت به امور دنيا)

4.  وضعيت نامناسب مسلمانها و مقايسه آنان با كشور هاي پيشرفته.

5. عدم تحول اساسي در ساختار حوزه ها و دانشگاهها و نپرداختن به چار چوب مباحث اجتماعي اسلام.

6. بي توجهي به نظام اداري و غفلت از مباحث مربوط به آن.

بايسته هاي تحقق در مديريت اسلامي

جهت شناسي پژوهش تحقيق (موضوع شناسي)

مرحله‌ي اول: تدوين وتنظيم جهت گيري هاي كلي مديريت اسلامي (اصول و ارزشهاي حاكم و مؤثر)

منابع:

·  بررسي و مطالعه اصول اعتقادي، اوصول اخلاقي و اوصول عملي اسلام.

·  كشف نظام ارزشي مديريت اسلامي از درون نظام سياسي كلان.

·  بررسي راهبرد هاي مشترك نظام اقتصادي اسلام با مديريت اسلام (با تئجه به وسعت منابع در موضوعات اقتصادي)

مرحله دوم: كشف و استنباط موضوعات اسلامي (پيش نياز اين بحث تسلط بر ادبيات مديريت است)

منابع براي كار

1. قرآن كريم؛ چند نوع مديريت معرفي شده در قرآن وجود دارد:

·  مديريت خداوند، اين مديريت مبتني بر ربوبيت خداوند است، علامه طباطبايي(ره) رب را به معناي مالك مدبر معني ميكند يعني خداوند غير از آفرينش انسان و جهان تدبير و مديريت را نيز دارد، نوع مديريت خداوند از آيات فراوان قابل استنتاج است.

· مديريت پيامبران، مانند حضرت سليمان، موسي، هارون، داوود، و مديريت حضرت رسول گرامي اسلام، كه در آيات مباركه سوره هاي انفال، نور، و حجرات چگونگي مديريت ايشان بيان گرديده است.

·  مديريت صالحان مثلا خداوند در قرآن كريم به بيان ويژگي هاي انسان هاي صالحي ماند خضر ، ذوالقرنين ، مادر و خواهر حضرت موسي ، ملكه سباو... مي پردازد كه تقرير قرآن بر سيره آنان مارا به اصولي از مديريت راهنمايي مي‌كند.

2. منبع دوم سنت است. مراد از سنت تفسير رايج آن است كه قول و فعل و تقرير معصوم است هرچند ابتناي نظام مديريت اسلامي بر فعل معصوم آشكارتر است، در تقرير مديريت اسلامي نقش تاريخ اسلام و سيره بسيار مهم است.

   در سيره نبوي يكسري بخش هاي است كه منجر به نزول آيه شده است اين نوع سيره خيلي مهم است در مديريت اسلامي شأن نزول هاي آيات از نقش مهمي برخوردار است.

در بخش سنت، بحث سيره نبوي و علوي براي ما جايگاه خاصي دارد، كه دو تا زمان مختلف از جامعه‌ي اسلامي را براي ما بيان مي‌كند در حوزه مديريت اسلامي نبوي، تضاد فقط با دشمنان اسلام است اما در سيره علوي مديريت مواجهه با تضادهاي دروني بوده است؛ به عبارت ديگر در سيره نبوي مديريت وجهه‌ي بين المللي دارد اما در مديريت علوي مديريت وجهه ي دروني و داخلي دارد.

درميان ديگر معصومين عليهم السلام تجربه حكومت شش ماهه‌ي امام حسن، حركت عاشورايي اما م حسين، سيره امام رضا(ع) در دوران ولايت عهدي مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد در لا بلاي كلمات معصومين (ع) مانند امام صادق پيرامون مديريت نامه اي خطاب به نجاشي حاكم اهواز نوشته شده است كه مورد توجه است و نيز رساله حقوق اما سجاد(ع) حاكي از ييان مناسبات انساني در مديريت اسلامي است.

تبيين وظايف مديريت درمديريت اسلامي

وظايف چون: برنامه ريزي ، سازماندهي، رهبري و كنترل از مسلمات و از اهميات وظايف

مديري است و درميان اين وظايف برنامه ريزي نقش بسزايي دارد، كه ما هم بحث را در اين زمينه با نگاه تحقيقات اسلامي پيش مي بريم.

برنامه ريزي از ديدگاه اسلامي

تعريف: در اين زمينه چندين تعريف ارائه شدهاست كه ما به دوتاي از آنها اشاره مي‌كنيم:

الف) برنامه ريزي فرايندي است كه طي آن مديران اهداف را تعيين مي كنند؛ آينده را پيش بيني مي كنند و مسير فعاليت هاي طراحي شده را براي بدست آوردن اهداف نشان مي دهند.

ب) برنامه ريزي يعني تعيين اهداف درست وسپس انتخاب روش وو سيله مناسب براي بدست آوردن اهداف.

اركان اصلي برنامه ريزي

1-   تعيين اهداف.

2- پيش بيني راهاي و امكانات لازم براي رسيدن به آن اهداف به عبارتي برنامه ريزي عبارت است از تعيين اهداف و پيش بيني راه ها و امكانات لازم براي دستيابي به آن اهداف.

اهميت برنامه ريزي

ما اگر بخواهيم موفقيت مديران را ارزيابي كنيم دوتا معيار ما داريم كه يكي اثر بخشي است و يكي كا رآيي ، يعني توانيي انجام كار درست و توانايي انجام درست كارها معيار ارزيابي ما محسوب مي شود. براي ارزيابي ميزان موفقيت مدير در سازمان بايد عملكرد مدير را با هريك از دو معيار فوق مورد ارزيابي قرار بدهيم. اين دو معيار نظير دو ركن اصلي برنامه ريزي هستند زيرا همان گونه كه در تعريف برنامه ريزي بيانشد برنامه ريزي عبارت است از تعيين اهداف درست و سپس انتخاب راه هاي درست و مناسب براي بدست آوردن آن اهداف.

در يك روايت زيبايي پيامبر بزرگوار اسلام به ابن مصعود سفارش مي كند به اينكه : يابن مسعود اذا عملت عملا فاعمل بعلم  عقل و اياك ان تعمل عملا بغير تدبير فانه جل جلاله يقول: ولا تكونوا كا للتي نقضت غزلهعا من بعد قوة انكاثا. نحل/ 94 (بحار الانوار ج77 ص 100)

ترجمه: (اي پسر مسعود آنگاه كه كاري انجام مي دهي با آگكاهي و عقل انجام بده و مبادا كه كار را برون برنامه ريزي . آگاهي انجام دهي، همانا خداوند متعال مي فرمايد: مانند زني نباشيد كه رشته هاي خود را پس از محكم تابيدن وا تابيد.

اين نمونه اي از يك كار بي هدف و بدون برنامه مي‌باشد و خداوند متعال دستور مي‌دهدكه انسان ها از چنين كار پرهيز نمايند.

علي ع مي فرمايد: من قعد عن حيلة اقامته الشدائد(غررالحكم ح 867)

ترجمه: (هركس دست از برنامه ريزي و چاره جويي بردارد گرفتار مشكلات و سختي ها مي شود

و بخود مي آيد.

از اين جمله معلوم مي‌شود كه اگر برنامه ريزي نباشد در سازمان انسان دچار مشكلات و سختي‌ها 

خواهد شد و در حقيقت حدود 70 الي 80% از وظايف مدير برنامه ريزي است.

   علي (ع) در يك از سخنراني هايخود برنامهريزي صحيح وخوب را محكم ترين و روشن ترين دليل برخرد مندي انسان و كامل بودن عقل او مي‌داند و مي‌فرمايد: ادل شئ علي غزاره العقل حسن التدبير(همان. ح 3251)

ترجمه: (بهترين دليل بر كمال عقل برنامه ريزي خوب و مناسب است)

فوائد برنامه ريزي

برنامه ريزي آثار مثبت و فوائد بسياري براي سازمان دارد و در متون اسلامي نيز به آنها شاره شده است چند نمونه از آثار و فوائد برنامه ريزي را مطرح مي‌كنيم:

1- كاستن از ميزان خطا پذيري در انجام امورد، لذا سازمان ها در راستاي رسالت و مأموريت اصلي خود همواره دست به اقداماتي مي زند كه اگر پيش از انجام اين اقدامات و فعاليت ها در مورد آنها بينديشد و آثار و عواقب ناشي از انجام آنها را پيش بيني كنند ازلغزشها ، اشتباهات و خطاها در امان خواهند ماند، اميرالمؤمنين در اين مورد ي فرمايد: التدبير قبل العمل يؤمن العثار.

ترجمه: (برنامه ريزي قبل از هركاري باعث درمان اندن از لغزش مي شود)

2- استفاده بهينه از منابع و امكانات ، منابع و امكانات هچ سازماني بي نهايت و نامحدود نيست، هرسازماني به ميزان محدوديت منابع و امكانات مواجه است بنا براين بايد در استفاده و بهره برداري از آنها نهايت دقت را به خرج داد تا بتوان بصورت مناسب و بهينه از آنها استفاده نمود اين ميئله زماني محقق مي شود كه سازمان براي استفاده از امكانات خود و تخصيص منابع به بخش هاي مختلف سازمان برنامه اي منسجم ودقيق داشته باشد.

حضرت علي (ع) اين حقيقت را اين گونه بيان ميكند: لافقر مع حسن التدبير ( در صورتيكه برنامه ريزي خوبي وجود داشته باشد هيچ گونه فقر وكم بود امكاناتي وجود نخواهد داشت)

در روايت ديگر مي فرمايد: حسن التدبير مع الكفاف اكفي من الكثير مع الاسراف(بحار ج8 ص12)

(برنامه ريزي خوب به همراه امكانات به مقدار نياز كار سازتر از امكانات زياد همراه اسراف است) يعني اگر فرد يا سازمان امكانات مورد نياز خود را در حد كفاف داشته باشد و براي استفاده مناسب از آنها بطور صحيح و خوب برنامه ريزي كند بهتر از اني استكه منابع و امكانا زيادي در اختيار داشته باشد ولي براي استفاده بهينه از انها برنامه اي مناسبي نداشته باشد.

امام علي(ع) در بياني نوراني مي فرمايد: التلطف في الحيله اجدي من الوسيله.(غررالحكم روايت 2025) (ظرافت و دقت در برنامه ريزي بهتر از امكانت و ابزار است)

1- ايمني از ندامت و پشيماني: امير المؤمنين مي فرمايد: التدبير قبل العمل يؤمنك من الندم (برنامه ريزي قبل از كار تو را از پشيماني نگه ميدارد و....)

هر فرد يا سازماني كه بدون تفكر در ابعاد مختلف فعاليت هاي خود خويش را مشغول انجام كاري نمايد بي گمان دچار سر درگمي مي شود و در صد خطاها و اشتباهات او زياد مي شود و طبيعتا چنين كاري موجب پشيماني وندامت او خواهد شد.

انواع برنامه ريزي

· برنامه ريزي جامع/ استراتژيك.  Sterategic planning

· برنامه ريزي عملياتي/ اجرايي operationall  planning

توضيح: برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه اهداف كلان و اصلي سازمان را تعيين و مسير كلي سازمان و فعاليت هاي آن را مشخص مي كند، برنامه ريزي استراتژيك فرايند تعيين اهداف سازمان و خط مشي ها و استراتژي هاي است كه براي بدست آوردن آن اهداف بر گزيده شده است.

در برنامه ريزي عملياتي گفته شده استكه برنامه ريزي عملياتي با توجه به برنامه ريزي جامع و بر مبناي استراتژي هاي كه د آنجا تعيين شده است انجام مي شود يعني هدف يا اهداف كلي سازمان كه در برنامهريزي جامع مشخص شده ااست در برنامهريزي عملياتي به صورت اهداف جزيي تقسيم مي شود.

در برنامه ريزي عملياتي سعي مي شود فعاليت ها و عمليات لازم براي دست يابي به هدف مذكور به صورت دقيق پيش بيني شود.

تفاوت برنامه ريزي جامع با برنامه ريزي عملياتي

1.  رنامه جامع كلي است، اما برنامه ريزي عملياتي جزيي و اجرايي مي‌باشد.

2. جامع بلند مدت است اما عملياتي كوتاه مدت است.

3.  برنامه جامع در سطوح عالي سازماني است ولي عملياتي در سطوح مياني و پائين قرار دارد.

4. در جامع نگاه ما به مجموع امكانات فعلي و آتي است و در عملياتي نگاه ما فقط به امكانات موجود مي باشد.

5. برنامه جامع نگاه به آينده دارد، اما در برنامه عملياتي نگاه به وضعيت فعلي سازمان است.

6.  در برنامه ريزي جامع تعيين اهداف مراد است اما در عملياتي مراد ما تقسيم اهداف است.

7.  در برنامه جامع اثر بخشي مورد تأكيد است اما در عملياتي تأكيد بر كار آيي سازمان است.

8.  در برنامه استراتژيك مخاطره و ريسك پذيري بيشتري نسبت به عملياتي دارد.

9. برنامه جامع به منافع آتي سازمان مي نگرد، ولي برنامه عملياتي نگاه آن به برنامه هاي آني است.

البته بايد در نظر داشت كه اين تو نوع برنامه ريزي اخير در مرحله اي اجراء و عمل از يكديگر تفكيك ناپذير است و مرز بندي ميان آنها عملا ميسر نيست؛ زيرا آنچه در برنامه جامع به عنوان هدف و خطوط كلي تعيين مي شود در برنامه ريزي عملياتي اجراء مي گردد پس اين دو نوع برنامه ريزي در عمل با هم پيوسته و جدايي ناپذير هستند.

برنامه ريزي جامع در قران كريم

در اين زمينه بايد ديد كه آيا در منابع ديني مي توانيم برنامه ريزي جامع داشته باشيم؟

در سوره يوسف خداوند جريان تعبير خواب پادشاه را بيان مي دارد به اينكه: يكي از نمونه هاي بارز برنامه ريزي جامع و استراتژيك درمتون اسلامي برنامه ريزي 15 ساله حضرت يوسف است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است ، پاد شاه مصر براي تعبير خواب خود اطرافيان را حاضر كرد و چنين گفت : من در خواب ديدم كه هفت گاو لاغر به هفت گاو چاق حمله كرده و آنهارا خوردند، و نيز هفت خوشه خشكيده بدور هفت خوشه سبز پچيده و آنها را از بين بردند.

اين خواب به حضرت يوسف عرضه شد و ايشان فرمود: (تزرعون سبع سنين دأبا و....)

ترجمه:(هفت سال پي درپي مي كاريد در خوشه هاي خود باقي بگذاريد پس از آن هفت سال سخت ميايد كه مردم آنچه را براي آن سالها ذخيره كرده اند مي خورند جز اندكي كه براي بذر نگهداري مي كنيد پس از ان سالي فرا مي رسد كه به مردم در آن سال باران مي رسد و در آن آب، ميوه و... مي گيرند.

با دقت در مفاد اين آيات مي توان چنين برداشت كرد كه آن پيامبر بزرگ الهي علاوه بر تعبير خواب ان سلطان به خوبي مسايل و مشكلات اينده را پيش بيني كرد و برنامه اي اقتصادي جامع و بلند مدتي را براي 15 سال كشور مصر طراحي نمود و بدين وسيله كشور را از بحران اقتصادي بزرگ و خطر قحطي و خشكسالي نجات داد .

فرايند برنامه ريزي جامع

براي دست يابي به برنامه جامع و استراتژيك كه از دقت لازم برخوردار باشد طي‌نمودن مراحل زير ضروري است:

1- تعيين اهداف كلان و اصلي سازمان

   نخستين قدم براي طراحي يك برنامه جامع براي سازمان اين است كه اهداف اصلي و كلي سازمان تعيين شود، يعني مقاصد اساسي و نتايج مورد انتظار بوضوح بيان شود تا مسير اصلي حركت سازمان مشخص شود، در برنامه جامعي كه توسط حضرت يوسف طراحي شده هدف اصلي و مقصد نهايي آن نجات كشور مصر آن زمان از خطر وتهديد بزرگ اقتصادي بود.

تعيين اهداف از نگاه اسلامي كه اولين گام است متأثر است از:

1- باور هاي انسانها.

2-  اعتقادات(اعتقادات مذهبي و آئيني)

3- ارزشها.

4- ارزشهاي حاكم بر سازمان و كار كنان.

 در نظام اسلامي اعتقادات و ارزشهاي اسلامي در تعيين اهداف سازماني تأثير بسياري دارند بنا براين لازم است كليه سازمان ها درتعيين اهداف سازماني همواره دقت لازم را داشته باشند تا ادهاف راي كه براي سازمان خود تعيين مي كند در راستاي اهداف آرماني و ارزشي آنها باشد.

گرچه توجه به ارزشها و معيار هاي ديني در همه مراحل مديريت از اهميت خاصي برخور دار است اما در مورد هدف گذاري و تعيين اهداف سازماني اين اهميت نمود بيشتري پيدا مي ككند، مديران مسلمان در تعيين اهداف سازمان خود بايد اهداف آرماني وارزشي خود را كه همان اهداف پيامبران الهي است مورد توجه قرار بدهند و اهداف سازمان را طوري تعيين كنند كه نه تنها تضادي با اهداف ارزشي و الهي نداشته باشند بلكه در راستاي آنها و در جهت تحقق وعينيت بخشيدن به اهداف مقدس باشد.

2- تجزيه و تحليل منابع و امكانات سازمان

دومين مرحله در فرايند برنامه ريزي جامع تجزيه و تحليل دقيق منابع به منظور دستيابي به شناخت صحيح منابع و امكانات بالقوه و بالفعل و منابع اصلي وكليدي سازمان است.

در برنامه ريزي جامعي كه حضرت يوسف انجام داد به منابع و امكانات موجود آن زمان كه عمده ترين آنها نيروي انساني ماهر، باران كافي در هفت سال اول، زمين قابل كشت و حاصل خيز بود، توجه كافي شده و برنامه برمبناي آنها طراحي شده بود و به همين دليل در رسيدن به اهداف خود موفق بود.

منظور از تجزيه و تحليل منابع وامكانات بررسي توانايي هاي موجود مي باشد. عليكم من الاعمال ما يطيقون (كنز العمال ج3 ح 5299) بنا براين برنامه ريزي در صورت موفق خواهدبود كه متناسب با امكانات و منابع و توانايي هاي سازمان باشد، پيامبر گرامي اسلام اين نكته را در حديثي كه گذشت متذكر شده است.( اعمالي را انجام دهيد كه توانايي انجام آن راداريد ) بنا بر اين هيچ گاه به كاري دست نزنيد كه توانايي انجام آن را نداريد.

ويژگي هاي مديريت اسلامي (برداشتهاي سيد ابراهيم مصباح)

1- از بخش عملي دين باشد.

2- ناظر به قوانين و ضابطه هاي عملي باشد.

3-مربوط به اجتماع باشد.

4- در اداره ي اجتماع و سازمان به طوري كلي يا جزيي كار برد داشته باشد.

5-  از بخش نظري دين پشتوانه داشته باشد.

در حوزه مديريت توانمند كسي است كه علاوه بر اينكه خودش توانايي خود را قبول دارد ديگران هم بپذيرند كه او توانمند است.

 پيامبر اسلام مي‌فرمايد: لاينبغي للمؤمن ان يذل نفسه، قالوا و كيف يذل نفسه؟ قال: ان يتعرض من البلاء لما لايطيق «شايسته نيست كه مؤمن نفس خويش را خوار نمايد، سئوال شد چگونه نفس خود را خوار مي‌نمايد؟ در جواب فرمود: اينكه خود را در معرض كار و آزموني قرار ‌دهد كه توانايي انجام آن را ندارد»

پس وارد شدن در كاري كه توانايي و امكانات لازم جهت انجام درست آن وجود ندارد نه تنها نتيجه مطلوبي نخواهد داشت كه موجب سرخوردگي و پشيماني و از دست رفتن منابع و امكانات خواهد شد.

توان و قدرت، گاهي واقعي و حقيقي است و گاهي سايه قدرت و توان است، در امور سياسي بيش از قدرت، سايه‌ي قدرت كار برد دارد، جنگ رواني براي قدرت نمايي است ولي اگر جلوي آنها وايستند معلوم نيست مقاومت كند و از خود واكنش عملي نشان بدهد.

در مورد مديريت شما با سايه‌ي قدرت نمي‌توانيد برنامه ريزي جامع داشته باشيد بلكه بايد روي ابسلون(كوچك ترين واحد) و واقعيت هاي خارجي هم توجه كافي را مبذول داريد.

3- شناسايي فرصت ها، تهديد ها و شرايط محيطي.

گام سوم در فرايند برنامه ريزي جامع عبارت است از شناسايي فرصت ها، تهديد هاو شرايط محيطي، بعد از اينكه اهداف سازمان بر اساس رسابت آن مشخص شد نابع و امكانات آن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت ونقاط قوت و ضعف سازمان روشن شد برنامه ريزان بايد به بررسي و مطالعه ي دقيق فرصت ها و تهديدات بپردازند و مشخص نمايند تا مديران سازمان بتوانند از فرصت هاي موجود يا فرصت ها ممكن بهترين استفاده را بكنند و با خطراتي كه سازمان را تهديد مي كند به مقابله برخيزد مسايل زيادي از جمله شاريط محيطي ، سياسي، اجتماعي و اقتصادي و نيز قوانين و مقررات دولت مي توانند فرصت ها و موقعيت هاي مناسبي براي سازمان ايجاد كند ، همچنين سازمان همواره با تهديد ها و خطراتي رو برو است كه بايد براي مقابل با آن ها شيوه هاي مناسبي اتخاذ نمايند.

از امير مؤمنان علي ع سئوال شد دور انديشي در چيست.؟ حضرت فرمود: ان تنظر فرصتك و تعاجل ما امكنك.

ترجمه: دور انديشي اين است كه منتظر فرصت خود باشيد و آنگاه كه ممكن شد شتاب كنيد.

باز دريك روايتي مي‌فرمايد: بادر لافرصة قبل ان تكون غصة.

در جرياني كه از حضرت يوسف نقل شد، يك تهديد خطرناك و يك فرصت طلايي وجود داشت، خطر بزرگي كه مصر آن زمان را تهديد مي‌كرد قحطي و خشكسالي هفت سال دوم بود، فرصت مهمي كه وجود داشت و موقعيت مناسبي كه براي آنها بود امكانات مناسبي چون باران فراوان، زمين هاي مرغوب و قابل كشت در هفت سال اول بود، حضرت يوسف با شناخت دقيق آنها از آن فرصت طلايي بخوبي استفاده كرد و بوسيله اي آن به مقابله مناسب با تهديد قحطي پرداخت.

4- گام چهارم دربرنامه ريزي جامع شناسايي وتعيين گزينه ها

بعد از اينكه اهداف سازمان تعيين شد ومنابع وامكانات بالقوه وبالفعل سازمان به دقت مورد بررسي وتجزيه وتحليل قرار گرفت وفرصت ها وتهديد هاي سازمان شناسايي ومشخص شد بايد راههاي مختلف دستيابي به اهداف سازمان مورد بررسي ومطالعه همه جانبه وكامل  قرا ر گيرد  ، تااز بين آنها راههاي را كه بيشترين استفاده از فرصت ها وموقعيت وكم ترين خطر وتهديد را دارند انتخاب شود.

 براي دستيابي به گزينه هاي مختلف:

1- جمع آوري نظريات مختلف ، بايد توجه داشت كه يكي از دامهياي مديريت استبداد رأي و در نظر نگرفتن ديدگاههاي ديگران است.

2- ارزيابي اوليه صورت نگيرد يكي از مشكلات ما اين است كه بسيار كم حوصله هستيم و سريع واكنش نشان مي دهيم وبسيار زود قضاوت مي كنيم و نظريات را ارزيابي شخصي مي كنيم.

3- بررسي نقاط قوط وضعف هر نظريه؛ براي بدست آوردن آراء حضرت علي ع مي فرمايد: من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء( هر كس از نظريات ديگران استقبال كند لغزش گاههار ا مي شناسد، بدون توجه به آراء مختلف دست يابي به هدف و بدون بررسي نظريات گوناني كه از طرف افراد متعدد ارائه مي شود نمي توان راهكار مناسبي يافت و برنامه صحيح و اصولي طراحي كرد و به اهداف ونتايج مورد انتظار نايل شد.

5-گام پنجم ارزيابي گزينه ها و انتخاب گزينه اي مناسب، انگاه كه تمامي گزينه ها و راهكارهاي ممكن براي دست يابي به اهداف مورد نظر شناسايي وتعيين شد اين راهها و گزينه هاي مختلف بايد به دقت مورد ارزيابي و سنجش قرار گيرد ونقاط قوت وضعف هريك مشخص شود تا بدين وسيله بهترين ومناسب ترين راه براي رسيدن به اهداف سازمان انتخاب گرددوبرنامه مناسب ودقيقي طراحي شود.

درآيه 189 سوره مباركه بقره آمده است كه : وليس البر بأن تأتوالبيوت من ظهورها ولكن البر من اتقي وآتوالبيوت من ابوابها واتقوا لله لعلكم تفلحون نيكي به اين نيست كه از پشت خانه ها وارد خانه شويد، لكن نيكي آن است كه پارسا باشيد واز در خانه وارد شويد وتقوي پيشه كنيد تا رستگار شويد .

درتفسير اين آيه روايتي از امام با قر (ع) آمده است كه : يعني أن يأتي الامور من وجهها ايّ الامور كانت.

منظور ايه اين است كه هر كاري را بايد ازراهش انجام داد،مديران وبرنامه ريزان سازمان بايد تلاش كنند دربرخورد با موضوعات ومسائل مختلف سازمان راهكار خاص ومتناسب آن مسأله را از ميان راهكار هاي موجودبيابند وبدين وسيله به حل آن مسأله بپردا زند ( تفسير عياشي ،ج 1 ،ص 86 ذيل آيه مباركه)

اگر انسان بخواهد راهكار مناسب هر موضوع را پيدا كند لازمه اش اين است كه راهكارها ي مختلف را پيداواز ميان آنها بهترين را انتخاب نمايد ودراين راستا است كه امام رضا (ع) مي فرمايد : من طلب الامر من وجهه لم يزل ( هر كس كاري را از راه خودش دنبال كندنمي لغزد

بايد توجه داشت بهترين و مناسب ترين راهكار وراه حل زماني بدست خواهد آمد كه راه حلها ور اهكارهاي مختلف به دقت مورد تجزيه وتحليل و ارزيابي قرار گيرد ونقاط قوت و ضعف هريك بوضوح روشن شود تا بتوان از ميان آنها راهكار مناسب را انتخاب نمود.

6-گام ششم اجراي برنامه

اين راهكار و به عبارت ديگر اين برنامه بايد به عمل در آيد و در سازمان اجراء شود ؛ زيرا روشنن است كه هدف از برنامه ريزي و انجام مراحل مختلف كه گاهي هزينه اي زيادي هم براي سازمان در بر دارد اين است كه برنامه اي بدست آمده اجراء شود و اگر نه برنامه ريزي كار لغو وبيهوده خواهد بود.

يكي از دانشمندان مديريت مي گويد: حتي پيشرفته تري، پيچيده ترين و خلاق ترين راهبرد نفعي براي سازمان نخواهد داشت مگر اينكه بصورت اثر بخش به اجرا در آيد.

            در مورد ضرورت اجراي برنامه ها مي توان به بيان نوراني امير مؤمنان علي ع اشاره كرد كه فرمود اذا علمتم فاعملوا و اذا تيقنتم فاقدموا( آنگاه كه دانستيد عمل كنيد و هرگاه يقين پيدا كرديد اقدام نماييد)

از اين بيان شريف ميتوان چنين برداشت نمود كه وقتي راه و نحوه اي انجام كاري روشن شد و مسير را شناختيد (يعني برنامه ريزي كرديد) وارد عمل شويد و براي دستيابي به اهداف خود ورسيدن به نتيجه مورد نظر اقدام نماييد (بحار ج 2 ص 36 )

7- گام هفتم؛ كنترل برنامه ريزي جامع، كنتر ل و ارزيابي برنامه است، كنترل و ارزيابي برنامه زماني مؤثر  و كار آمد خواهبرنامه (باز خورد)

   مرحله‌ي نهايي در فرايند د بود، كه مبتني بر اطلاعات صحيح ودقيقي باشد، بنابراين بايد در مورد اجراي برنامه اطلاعات لازم جمع آوري و در اختيار مديران و برنامه ريزان قرار بگيرد تا بتوانند براساس اطلاعات درست و دقيق، ارزيابي صحيح و دقيقي داشته باشند؛ يعني بين برنامه‌ي پيش بيني شده و آنچه عملا اجرا شده است مقايسه كنند و مشخص كنند كه آيا برنامه‌ ها به درستي اجراء شده است يا خير.؟ در منابع اسلامي خصوصا در نامه هاي نهج البلاغه سفارشات زيادي در اين زمنيه داريم.

پايان ترم دوم

20/ 3 / 1385

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/24ساعت 12:41  توسط اکبری  |